عز الدين حسينى زنجانى

19

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

قرآن در موردى ديگر مىفرمايد : « فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إيمانُهُمْ لَمّا رَأوا بَاْسَنَا » « 1 » ؛ همهء جباران در مواجههء با خطر و مشاهدهء عظمت و سطوت الهى ، مؤمن مىشوند ، امّا چنين ايمانى ، سودى نخواهد داشت . ج ) ايمان هميشه با تسليم همراه است . قرآن از زبان فرعون چنين بيان مىكند : « آمَنْتُ أَ نَّهُ لآ إِلهَ إِلّا الَّذى آمَنَتْ بِه بَنُواْ إسْرائيلَ وَأنَا مِنَ المُسْلِمينَ » « 2 » . « مِنَ المُسْلِمِينَ » يعنى از تسليم شدگانم و سركشى و نافرمانى را كنار مىگذارم . بنابراين ، هرگاه علم و معرفت براى كسى حاصل شود ، لازمه‌اش اين نيست كه ايمان نيز تحقّق يابد ، بلكه ممكن است كسى داراى معرفت باشد ، امّا نسبت به متعلّق معرفت خود مؤمن نباشد ؛ چنان‌كه قرآن از باطن فرعون و پيروانش خبر مىدهد : « وَجَحَدُوْا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ المُفْسِدينَ » « 3 » ؛ آنها [ معجزات و دلايل موسى را ] از روى ستم و برترى جويى انكار كردند ، در حالى كه باطنشان [ با كامل‌ترين صورت ] به آن يقين داشت ، پس بنگر سرنوشت مفسدان چگونه است . هم‌چنين قرآن از زبان موسى عليه السلام دربارهء علم و يقين فرعون به نبوّت وى مىگويد : « قالَ لَقَدْ عَلِمْتَ ما أنْزَلَ هؤُلاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمواتِ وَالأرْضِ

--> ( 1 ) . مؤمن ( 40 ) آيهء 85 ( 2 ) . « ايمان آوردم كه خدايى جز خدايى كه بنىاسرائيل به او ايمان آورده است ، وجود ندارد و من از تسليم شدگانم » ( 3 ) . نمل ( 27 ) آيهء 14